کانال تلگرام سایت بیستایی
مترجم قدرتمند متون انگلیسی

برچسب ها ‘انسان و زندگی واقعی’

متن زیبای همانی باشیم که باید باشیم

منتشر شده در ۲۵ام آذر ۱۳۹۴ با موضوع جملات خاص

متن زیبای همانی باشیم که باید باشیم

متن زیبای همانی باشیم که باید باشیم

.
دخترکم سه سالش بود، یا چهار سال.
تازه عقل‌رس شده بود؛ آن‌قدری که بفهمد گلو درد و بیمارستان، آخرش به آمپول ختم می‌شود قطعا؛ که شد.
گفتم: عزیزکم! آمپول درد داره، گریه هم داره، باید هم بهت بزنن. اگه دلت خواست یه کم گریه کن.
.
متن زیبای همانی باشیم که باید باشیم
.
این‌ها را در حالی می‌گفتم و اشک تازه‌ راه‌افتاده‌ی چشمش را پاک می‌کردم که پسرکی هفت، هشت ساله داشت توی اتاق تزریقات نعره می‌کشید و بالاتر از صدای او، صدای پدر و مادرش به گوش می‌رسید که به اصرار می‌گفتند: آمپول که درد ندارد پسرم، تو بزرگ شدی، مردهای بزرگ که گریه نمی‌کنند.
رفتیم و دخترکم آمپولش را زد و گریه‌اش را کرد و به در بیمارستان نرسیده، گریه‌اش تمام شد. رفتنی سرش را با یک نگاه عاقل اندر سفیهی برگردانده بود سمت پسرک که بغل مادرش ولو شده بود روی صندلی‌های انتظار.