آرشیو موضوعات ‘شعر’

شعر طنز خنده دار باحال جدید عید نوروز ۹۵

منتشر شده در ۱۹ام اسفند ۱۳۹۴ با موضوع اس ام اس عید نوروز,شعر

شعر طنز خنده دار باحال جدید عید نوروز 95

شعر طنز خنده دار باحال جدید عید نوروز ۹۵

.
به مناسبت نزديک شدن به نوروز
خانمی با همسرش گفت این چنین:
ک ای وجودت مایه ی فخر زمین
ای که هستی همسری بس ایده آل
خواهشی دارم… مکُن هی قیل و قال
هفت سین تازه ای خواهم ز تو
کم توقع گشته ام در سال نو
سین  یک، سیّاره ای، نامش سمند
تا که در دل هی کنم من آب، قند
سین  دوم، سینه ریزی پُر نگین
تا بَرَد هوش از سر اهل زمین
سین  سوم، یک سفر سوی فرنگ
دیدن نادیده های رنگ رنگ
سین  چارم، ساعتی شیک و قشنگ
تا که گویم هست سوغات فرنگ
سین  پنجم، سمع دستورات من
تا ببالم من به خود، در انجمن
چون دو سین دیگرش آمد کم او
رفت اندر فکر و اندیشه فرو
گفت با ناز و کرشمه، که ای عیال
من کم آوردم دوسین ای خوش خصال
گفت شویش: من کنون یاری کنم
با شما البته همکاری کنم
سین  شش، سنگی برای قبر من
تا ز من عبرت بگیرد مرد و زن
سین  هفتم، سوره ی الحمد خوان
تا مگر از آن شود شاد این روان

شعر گلچین فلسفی عاشقانه احساسی اسفند ۹۴

منتشر شده در ۵ام اسفند ۱۳۹۴ با موضوع شعر

شعر گلچین فلسفی عاشقانه احساسی اسفند 94

شعر گلچین فلسفی عاشقانه احساسی اسفند ۹۴

.
دیوانه و دلبسته اقبال خودت باش
سرگرم خودت، عاشق احوال خودت باش
یک لحظه نخور حسرت آن را که نداری
راضی به همین چند قلم مال خودت باش
دنبال کسی باش که دنبال تو باشد
اینگونه اگر نیست به دنبال خودت باش
پرواز قشنگ است ولی بی غم و منّت
منّت نکش از غیر و پر و بال خودت باش
صد سال اگر زنده بمانی گذرانی
پس شاکر هر لحظه و هر سال خودت باش
(صائب تبريزي)

گلچین بهترین شعرهای عاشقانه استثنایی بهمن ۹۴

منتشر شده در ۲۵ام بهمن ۱۳۹۴ با موضوع شعر

گلچین بهترین شعرهای عاشقانه استثنایی بهمن 94

گلچین بهترین شعرهای عاشقانه استثنایی بهمن ۹۴

.
من پذیرفتم شکست خویش را
پندهای عقل دور اندیش را
من پذیرفتم که عشق افسانه است
این دل درد آشنا دیوانه است
می روم شاید فراموشت کنم
با فراموشی هم آغوشت کنم
می روم از رفتنم دل شاد باش
از عذاب دیدنم آزاد باش
گرچه تو تنهاتر از ما می روی
آرزو دارم ولی عاشق شوی
آرزو دارم بفهمی درد را
تلخی برخوردهای سرد را
(حمید مصدق)

شعرهای ناب گلچین استثنایی خواندنی بهمن ۹۴

منتشر شده در ۲ام بهمن ۱۳۹۴ با موضوع شعر

شعرهای ناب گلچین استثنایی خواندنی بهمن 94

شعرهای ناب گلچین استثنایی خواندنی بهمن ۹۴

.
مرا ندیده بگیرید و بگذرید از من
که جز ملال نصیبی نمی برید از من
زمین سوخته ام نا امید و بی برکت
که جز مراتع نفرت نمی چرید از من
عجب که راه نفس بسته اید بر من و باز
در انتظار نفس های دیگرید از من
خزان به قیمت جان جار می زنید اما
بهار را به پشیزی نمی خرید از من
شما هر آینه، آیینه اید و من همه آه
عجیب نیست کز اینسان مکدرید از من
اگر فرو بنشیند ز خون من عطشی
چه جای واهمه تیغ از شما ورید از من
برایتان چه بگویم زیاده بانوی من
شما که با غم من آشناترید از من

مجموعه شعر ناب عاشقانه تاپ استثنایی دی ۹۴

منتشر شده در ۲۳ام دی ۱۳۹۴ با موضوع شعر

مجموعه شعر ناب عاشقانه تاپ استثنایی دی 94

مجموعه شعر ناب عاشقانه تاپ استثنایی دی ۹۴

.
یقین دارم تو هم من را تجسم می کنی گاهی
به خلوت با خیال من تکلم می کنی گاهی
هر آن لحظه که پیدا می شوی از دور مثل من
به ناگه دست و پای خویش را گم می کنی گاهی
دلم پر می شود از اشتیاق و خواهشی شیرین
در آن لحظه که نامم را ترنم می کنی گاهی
همه شعر و غزلهای پر احساس مرا با شوق
تو می خواهی و زیر لب تبسم می کنی گاهی
تو هم مانند من لبریزی از شور جنون عشق
یقین دارم تو هم من را تجسم می کنی گاهی

شعرهای فوق العاده زیبای استثنایی دی ۹۴

منتشر شده در ۴ام دی ۱۳۹۴ با موضوع شعر

شعرهای فوق العاده زیبای استثنایی دی 94

شعرهای فوق العاده زیبای استثنایی دی ۹۴

.
برای شادی روحم… کمی غــزل، لطفاً
دلم پر از غم و درد است… راهِ حل لطفاً
همیشه کام مـــــرا تلخ می کند دنیـا…
به قدرِ تلخیِ دنیــــای تان… عسل لطفاً
مرا به حالِ خودم ول کنیـــــد آدم هـا…
فقـــــط برای دمی… گریـــــه لااقـل ،لطفاً
کسی میان شما عشق را نمــــی فهمد…
ادا…دروغ… بس است این همــه دغل لطفاً
کجاست کوه کنـــــی تا نشان دهد اصلاً…
به حرف نیست که عاشق شدن… عمل لطفاً
به زور آمـــــده بودم… به اختیـار مــــرا…
ببر به آخرِ دنیـــــا… از ایـن محــــل لطفاً
نمانده راهِ زیادی… کنــــار قبرستـــــان
پیاده میشوم اینجا همیـن بغل لطفا

شعر طنز باحال درباره کلش آف کلنز

منتشر شده در ۱ام دی ۱۳۹۴ با موضوع شعر

شعر طنز باحال درباره کلش آف کلنز

شعر طنز باحال درباره کلش آف کلنز

.
شعر گفتم وصفِ کلش آف کلنز
چند بیتی جدی و چندی به طنز
.
اعتیاد آورترین گیم زمین
قاتل وقتِ عزیزِ نازنین
.
شعر طنز باحال درباره کلش آف کلنز
.
بازی تحتِ نت از سوپرسل است
گر شوی معتاد ترکش مشکل است
.
می شود آغاز با یک بیلدر
او که بر چکش زدن باشد مُصِر
.
ابتدا می سازد او یک تان هال
می زند چکش به دورش بی مجال

شعر فوق العاده زیبای صلوات بر ائمه اطهار

منتشر شده در ۲۲ام آذر ۱۳۹۴ با موضوع شعر

شعر فوق العاده زیبای صلوات بر ائمه اطهار

شعر فوق العاده زیبای صلوات بر ائمه اطهار

.
فرمود خدا فرشته ها را صلوات
اول به مدینه مصطفی را صلوات
دوم به شه نجف سلامی بکنیم
رُخسار علی شیر خدا را صلوات
زهرا که ندانیم کجا تربت اوست
یادآور بهترین نساء را صلوات
از ما بر امام مسموم سلام
مظلوم امام مجتبی را صلوات
مظلوم دگر امام در خون خفته
افتاده به خاک کربلا را صلوات
گفتم ز حسین چون نگویم سجاد
آن پاک امام پارسا را صلوات
پس باقر علم آن امام معصوم
دریای فضیلت خدا را صلوات
.
شعر فوق العاده زیبای صلوات بر ائمه اطهار
.
صادق که رئیس مذهب شیعه بود
آن حنجره ی علم و ضیا را صلوات
یاد آر امام کاظم زندانی
زندانی زنجیر به پا را صلوات
رو جانب مشهد الرضا کن و بگو
در طوس غریب الغربا را صلوات
یاد آر امام تقی صاحب جود
هم هادی و عسکری ما را صلوات
حالا تو بیا حضور مهدی برسیم
آن روشنی و نور هدی را صلوات
افروخته عرش کبریا را صلوات
یک بار دگر آل عبا را صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

بهترین زیباترین شعرهای عاشقانه آذر ۹۴

منتشر شده در ۲۲ام آذر ۱۳۹۴ با موضوع شعر

بهترین زیباترین شعرهای عاشقانه آذر 94

بهترین زیباترین شعرهای عاشقانه آذر ۹۴

.
پروانه را شکایتی از جور شمع نیست
عمریست در هوای تو میسوزم و خوشم
خلقم به روی زرد بخندند و باک نیست
شاهد شو ای شرار محبت که بی‌غشم
باور مکن که طعنه‌ی طوفان روزگار
جز در هوای زلف تو دارد مشوشم
سروی شدم به دولت آزادگی که سر
با کس فرو نیاورد این طبع سرکشم
دارم چو شمع سر غمش بر سر زبان
لب میگزد چو غنچه‌ی خندان که خامشم
هر شب چو ماهتاب به بالین من بتاب
ای آفتاب دلکش و ماه پری‌وشم

اشعار استثنایی درباره جقیقت وجود انسان

منتشر شده در ۳ام آذر ۱۳۹۴ با موضوع شعر

اشعار استثنایی درباره جقیقت وجود انسان

اشعار استثنایی درباره جقیقت وجود انسان

.
مثنوی هفتاد “من” مولوی :
مَن اگر با مَن نباشم می شَوَم تنها ترین
کیست با مَن گر شَوَم مَن باشد از مَن ماترین
مَن نمی دانم کی ام مَن ، لیک یک مَن در مَن است
آن که تکلیف مَنَش با مَن مَنِ مَن ، روشن است
مَن اگر از مَن بپرسم ای مَن ای همزاد مَن !
ای مَن غمگین مَن در لحظه های شاد مَن !
هرچه از مَن یا مَنِ مَن ، در مَنِ مَن دیده ای
مثل مَن وقتی که با مَن می شوی خندیده ای
هیچ کس با مَن ، چنان مَن مردم آزاری نکرد
این مَنِ مَن هم نشست و مثل مَن کاری نکرد
ای مَنِ با مَن ، که بی مَن ، مَن تر از مَن می شوی
هرچه هم مَن مَن کنی ، حاشا شوی چون مَن قوی
مَن مَنِ مَن ، مَن مَنِ بی رنگ و بی تأثیر نیست
هیچ کس با مَن مَنِ مَن ، مثل مَن درگیر نیست
کیست این مَن ؟ این مَنِ با مَن زمَن بیگانه تر
این مَنِ مَن مَن کنِ از مَن کمی دیوانه تر ؟
زیر باران مَن از مَن پر شدن دشوار نیست
ورنه مَن مَن کردن مَن ، از مَنِ مَن عار نیست
راستی ! این قدر مَن را از کجا آورده ام
بعد هر مَن بار دیگر مَن ، چرا آورده ام ؟
در دهان مَن نمی دانم چه شد افتاد مَن
مثنوی گفتم که آوردم در آن هفتاد من !