کانال تلگرام سایت بیستایی
مترجم قدرتمند متون انگلیسی

آرشیو بهمن ۱۳۹۵

جک جدید تکست طنز اس جوک باحال اسفند ۹۵

منتشر شده در ۲۹ام بهمن ۱۳۹۵ با موضوع جک جدید و باحال

جک جدید تکست طنز اس جوک باحال اسفند 95

جک جدید تکست طنز اس جوک باحال اسفند ۹۵

.
یه مردی بود که هر شب جمعه میرفت بهشت زهرا و بالای یه قبری مینشست و زار زار گریه میکرد و میگفت:
چرا رفتی و منو بدبخت کردی
بهش گفتن اين کیه که هر شب جمعه سر مزارش گریه میکنی؟!
برادرته؟
پدرته؟
بچته؟
کیته؟
میگه: هیچکدوم!
این شوهره اول زنمه.
.
جک جدید تکست طنز اس جوک باحال اسفند ۹۵
.
آقای مجری: چه کمکی به کاهش آلودگی هوا کردی؟
فامیل دور: ما نه کارخونه داریم نه تولیدی نه ماشین، همین که بدبختیم خودش بیشترین کمکه.
.
جک جدید تکست طنز اس جوک باحال اسفند ۹۵
.
ﺭﻓﺘﻢ ﺍﺯ ﺑﺎﻧﮏ ﻭﺍﻡ ﺑﮕﯿﺮﻡ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺭﺍ ﮐﻪ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ
ﺩﯾﺪﻡ ﺍﺯ ﺷﺮﺍﯾﻄﺶ ﻓﻘﻂ ﮐﺎﺭﺕ ﻣﻠﯽ ﻭ ﮐﭙﯿﺶ ﺭﻭ ﺩﺍﺭﻡ
ﺭﻓﺘﻢ ﯾﻪ ﮐﺎﺭ ﺩﻭﻟﺘﯽ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﻢ
اﺯ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺍﺳﺘﺨﺪﺍﻡ هم ﻓﻘﻂ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﻮﺩﻧﺶ ﺭﻭ ﺩﺍﺭﻡ
ﺍﺯﺷﺮﺍﯾﻂ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻫﻢ
ﻓﻘﻂ شناسانامم هست
هيچي ديگه
الان دارم عموپورنگ نگاه میکنم
کی از همه خوشبخت تره؟
من من من من

جمله غمگین اسمس دپرس دلنوشته عاشقانه اسفند ۹۵

منتشر شده در ۲۹ام بهمن ۱۳۹۵ با موضوع اس ام اس غمگین

جمله غمگین اسمس دپرس دلنوشته عاشقانه اسفند 95

جمله غمگین اسمس دپرس دلنوشته عاشقانه اسفند ۹۵

.
هم چون کودکی
که شلوارش را خیس می کند
و اصرار می کند که: “آب است” “به خدا آب است”
قسم می خورم که تو هرگز نرفته ای
و این چشم ها خیس “اشک نیست” “به خدا اشک نیست”
و اینکه خانه نیستی هم
می گذارم به حساب اینکه رفته ای خرید
با همان وسواس های همیشگی ات
اینکه سبزی ریحان بیشتری داشته باشد
اینکه نان های سوخته بماند برای همان گنجشک ها
اینکه قبض برق را اگر ندهیم، تاریکی روزگارمان را سیاه خواهد کرد
از این به بعد هم اگر نیامدی، می نویسم به حساب خیابان های شلوغ و بوق های مزاحم
با این حال شک ندارم
که تو می آیی و می بینی به خواب رفته ام
و مثل همیشه بالشم را خیس خیس
امشب که گذشت
فردا شاید صادقانه اعلام کنم
که این نم
که این خیسی
از کجا آب می خورد
(مجتبی دارابی)
.
جمله غمگین اسمس دپرس دلنوشته عاشقانه اسفند ۹۵
.
بر فرو رفتگي هاي اين سنگ دست بكش
و قرن ها عبور رودخانه را حس كن
سنگ ها سخت عاشق مى شوند
اما فراموش نمى كنند
(گروس عبدالملکیان)

داستان جالب خواندنی مرموز رمزآلود نامه پدر

منتشر شده در ۲۶ام بهمن ۱۳۹۵ با موضوع مطالب باحال

داستان جالب خواندنی مرموز رمزآلود نامه پدر

داستان جالب خواندنی مرموز رمزآلود نامه پدر

.
پسری قبل از اینکه عروسی کنه باباش بهش یک ورق داد و گفت شب عروسیت این ورقو به خانومت بده ولی تو هیچوقت اینو نخون!
روزها گذشت و بابای اون پسره مرد
پسره از یک دختره ثروتمند خواستگاری کرد و شب عروسیش فرا رسید و طبق وصیت باباش عمل کرد و ورقه رو به دختره داد
وقتی که دختره اونو خوند یک کشیده زد به پسره و گفتش الان منو طلاق بده!