کانال تلگرام سایت بیستایی
مترجم قدرتمند متون انگلیسی

داستان آموزنده روانشناسی لیوان زندگی

ارسال شده در ۱۷ام شهریور ۱۳۹۴ با موضوع داستان آموزنده

داستان آموزنده روانشناسی لیوان زندگی

داستان آموزنده روانشناسی لیوان زندگی

.
مشاور یه لیوان آب برداشت و ریخت رو زمین وقتی ریخت به خانم و آقا دوتا ابر اسفتجی داد تا آب ریخته شده رو از رو زمین جمع کنن و تو لیوان بریزند زن و شوهر متعجبانه این کارو کردن و بعد نشستن مشاور گفت خوب لیوان رو بگذارید رو میز و کمی صبر کنید بعد از کمی سکوت مشاور گفت ببینید:
۱- شما همه آب ریخته شده رو نتونستین جمع کنین
۲- آب کمی هم که با اسفنج جمع کردین گل آلود شد البته الان بعد مدتی کمی ته نشین شد اما زلالی قبلو نداره
۳- با هر بار که کمترین تکانی لیوان میخوره آب دوباره گل آلود میشه و باز باید صبر کنین که ته نشین بشه
۴- آیا میشه به نبودن میکروب توی این آب اطمینان داشت؟

این دقیقا زندگی ما آدمهاست گاهی با یه رفتار شتاب زده و غیر منطقی و عجولانه یه تصمیم اشتباه میگیریم مثل اون آب میشه که ریخته اما بعد سعی میکنیم جمعش کنیم و اون تصمیم اشتباه رو حل، اما خیلی زمان میبره تا آب گل آلود جمع شده از رو زمین زلال بشه یعنی زمان میبره تا اون رفتار بد رو فراموش کنیم.
لیوان مثل قبل آب نداره کمتر شده یعنی ظرفیت قبلو نداریم چون یکبار از ظرفیتمون کم شده و با کمترین تکونی دوباره آب گل آلود میشه و اینبار خیلی زمان میبره که دوباره آب زلال بشه یعنی دوباره بتونیم همو تحمل کنیم.
پس سعی کنیم زود و شتاب زده تصمیم نگیریم شاید دیگه فرصت نباشه آب ریخته شده را جمع کنیم.
سعی کنیم حرفهایی که زندگیمونو گل آلود میکنه نزنیم.
سعی کنیم زندگی رو مثل شستن لیوان و پر کردن آب تمیز و زلال همیشه تمیز و با نشاط نگه داریم.

مطالب آموزنده :

داستان جالب آموزنده ثروت واقعی

داستان زیبای تفاوت اصلاح انتقاد

داستان آموزنده زیبای ششمین دختر
نتیجه توجه اهمیت دادن به دیگران
یک داستان و آزمایش اجتماعی جالب

کانال تلگرام سایت بیستایی

ارسال نظر به