کانال تلگرام سایت بیستایی
مترجم قدرتمند متون انگلیسی

داستان خنده دار هدیه تولد ۸سالگی

ارسال شده در ۷ام مرداد ۱۳۹۴ با موضوع داستان طنز

داستان خنده دار هدیه تولد 8سالگی

داستان خنده دار هدیه تولد ۸سالگی

.
زن ایستاده بود جلوی آینه و خودشو نگاه می کرد. مرد نشسته بود روی لبه تخت و همسرش را تماشا میکرد. از آنجایی که تولد زنش نزدیک بود ازش پرسید: کادو تولد چی دوست داری برات بگیرم عزیزم؟ زن گفت: دلم میخواد دوباره هشت سالم بشه! در صبح روز تولد، مرد به آشپزخانه رفت و برای همسرش یک کاسه بزرگ زیبا کورن فلکس آورد که برای صبحانه اش بخوره و سپس او را به شهر بازی برد.
چه روزی!!! اونا سوار همه بازیهای تو پارک شدند! اسلاید مرگ، دیوار ترس، فریاد غلتک Coaster، همه چیز!!!

پنج ساعت بعد اونا از پارک اومدن بیرون. کاملا گیج و مبهوت! سرشون گیج می رفت و معده شون آشوب شده بود. سپس شوهر زنشو برد مک دونالد و یک بیگ مک و سیب زمینی سرخ کرده بزرگ و نوشیدنی شوکولاتی براش خرید.
بعد اینها، زنش را به برد به سینما و اونجا هم براش ذرت بو داده، نوشابه گازدار، آب نبات مورد علاقش و… خرید! چه ماجراجویی شگفت آوری! در نهایت اونها رفتن خونه و کاملا خسته سقوط کردن تو تختخواب!
مرد به همسرش لبخند زد و عاشقانه ازش پرسید: “خب عزیزم، از اینکه دوباره مثل ۸ساله ها زندگی کردی چه احساسی داری؟”
زن به آرامی چشماشو باز کرد و گفت: “من منظورم سایز لباسهام بود که دوست دارم مثل ۸سالگیم باریک و رو فرم باشم احمق!!!”
نتیجه اخلاقی این داستان: مردها حتی اگر به حرف زنهاشون هم گوش بدن، هیچوقت منظور اونارو درک نمیکنن و عمرا هم بتونن درک کنن و همیشه خانما یه چیزی میخوان که امکانش نیست.

مطالب مرتبط :
داستانهای جالب ملا نصرالدین و بهلول
داستان خنده دار باحال جدید خرداد ۹۴
داستان های کرکره خنده اردیبهشت ۹۴
دو داستان طنز و بامزه اردیبهشت ۹۴
داستان و حکایت خنده دار فروردین ۹۴

کانال تلگرام سایت بیستایی

ارسال نظر به