نوشته عمیق برتری انسان و کمال طلبی

ارسال شده در ۳۰ام اردیبهشت ۱۳۹۴ با موضوع جملات خاص

نوشته عمیق برتری انسان و کمال طلبی

نوشته عمیق برتری انسان و کمال طلبی

.
انگشتهای دستمان
یکی کوچک، یکی بزرگ
یکی بلند و یکی کوتاه
یکی قوی و یکی ضعیف
اما هیچکدام دیگری را مسخره نمیکنند
هیچکدام دیگری را له نمیکند
و هیچکدام برای دیگری تعظیم نمیکند
آنها کنار هم یک دست میشوند و کار میکنند
گاه ما انسانها اگر از کسی بالاتر بودیم لهش میکنیم و اگر از کسی پایینتر بودیم او را میپرستیم
شاید به خاطر همینکه یادمان باشد نه کسی بنده ماست نه کسی خدای ما، خداوند انگشت ها را اینگونه آفرید
با هم باشیم و کنار هم
آنگاه لذت یک دست بودن را میفهمیم…

.
نوشته عمیق برتری انسان و کمال طلبی
.
ﻫﯿﭻ مگسی ﺩﺭ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﯼ ﻓﺘﺢ ﺍﺑﺮﻫﺎ نیست ﻭ ﻫﯿﭻ ﮔﺮﮔﯽ ﮔﺮﮒِ ﺩﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺍﺵ ﻧﻤﯽکشد ﻭ ﻫﯿﭻ ﮐﻼﻏﯽ ﺑﻪ ﻃﺎﻭﻭﺱ ﺭﺷﮏ ﻧﻤﯽ ﺑﺮﺩ ﻭ ﻗﻨﺎﺭﯼ ﻣﯿﺪﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﻗﺎﺭﻗﺎﺭ ﻫﻢ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﺩﺍﺭﺩ.
ﻣﻮﺵ ﻓﯿﻞ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺍﺵ تحسین ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺯﻧﺒﻮﺭ ﻣﯿﺪﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﮔﻞ ﻣﺎﻝ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ ﻭ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﻗﻮﺭﺑﺎﻏﻪ ﻫﻢ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﯼ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﻣﯿﺪﻫﺪ ﻭ ﻋﻘﺎﺏ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﺪﻭﻥ ﮔﻨﺠﺸﮏ ﺧﻠﻮﺕ است ﻭ ﻻﮎ ﭘﺸﺖ ﺁﻫﻮ ﺭﺍ ﺳﺮﻣﺸﻖ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ.
ﺑﺎﻍ، ﺑﻬﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﻭﺭ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺩﺭﺧﺖ ﺩﺭ ﭘﺎﺋﯿﺰ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺷﻘﺎﯾﻖ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﻮﺩﻥ ﺭﺍ ﺧﻮﺏ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ.
ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺭﺍﻩ ﻧﺎﻫﻤﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﻭ ﭼﺸﻤﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺭﻭﺧﺎﻧﻪ ﭘﯿﻮﺳﺖ.
ﮐﻮﻩ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﻧﻤﯽ ﺗﺮﺳﺪ ﻭ ﻫﯿﭻ ﺳﻨﮕﯽ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﺳﻔﺮ ﻧﻤﯽ ﺍﻓﺘﺪ.
ﺯﻣﯿﻦ ﻣﯽ ﭼﺮﺧﺪ ﺗﺎ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺩﯾﮕﺮﺵ ﻫﻢ ﺑﺘﺎﺑﺪ ﻭ ﺧﺎﮎ ﺩﺭ ﺭﻭﯾﺎﻧﺪﻥ، ﺯﺷﺖ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ.
ﻫﯿﭻ موجودی ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺍﻧﺴﺎﻥ در قبول آنچه هست امتناع نمی ورزد و امان از این ویژگى انسان…
.
نوشته عمیق برتری انسان و کمال طلبی
.
مایه اصــــل و نسب در گردش دوران زر است
هر کسی صاحب زر است او از همه بالاتر است
دود اگر بالا نشیند کســـر شــأن شــعـله نیست
جای چشم ابرو نگیرد گرچه او بالاتر است
ناکسی گر از کسی بالا نشیند عیب نیست
روی دریا خس نشیند قعر دریا گوهر است
شصت و شاهد هر دو دعوی بزرگی میکنند
پس چرا انگشت کوچک لایق انگشــــتر است
آهن و فولاد از یک کوه می آید برون
آن یکی شمشیر گردد دیگری نعل خر است
کــــره اسـب، از نجابت از پـس مــــادر رود
کــــره خــر، از خــریت پیش پیش مــــادر است
کاکـل از بالا بلندی رتبــه ای پیدا نکرد
زلف از افتادگی قابل به مشک و عنبر است
پادشه مفلس که شد چون مرغ بی بال و پر است
دائما خون میخورد تیغی که صاحب جوهر است
سبزه پامال است در زیر درخت میوه دار
دختر هرکس نجیب افتـاد مفت شوهر است
صائبا عیب خودت گو عیب مردم را مگو
هرکه عیب خود بگوید از همه بالاتر است
“صائب تبریزی”

مطالب مرتبط :
متن سنگین سوزدار قصه زندگی آدم ها
قدر زندگی را بدانیم و از آن لذت ببریم
جمله و نوشته های آموزنده فرهنگ یعنی
متن و دیالوگ خاص برای آدمهای خاص
حرفهای فلسفی خاص انسانهای معروف

ارسال نظر به