کانال تلگرام سایت بیستایی
مترجم قدرتمند متون انگلیسی

متن سنگین سوزدار قصه زندگی آدم ها

ارسال شده در ۲۸ام اردیبهشت ۱۳۹۴ با موضوع جملات خاص

متن سنگین سوزدار قصه زندگی آدم ها

متن سنگین سوزدار قصه زندگی آدم ها

.
مرد دوباره آمد همانجای قدیمی، روی پله های بانک، توی فرو رفتگی دیوار. یک جایی شبیه دل خودش، کارتن را انداخت روی زمین، دراز کشید. کفشهایش را گذاشت زیر سرش، کیسه را کشید روی تنش، دستهایش را مچاله کرد لای پاهایش. خیابان ساکت بود، فکرش را برد آن دورها، هوا سرد بود، دستهایش سردتر، مچاله تر شد، باید زودتر خوابش میبرد.
صدای گامهایی آمد و رفت.
مرد با خودش فکر کرد که خوب است که کسی از حال دلش خبر ندارد، خنده ای تلخ ماسید روی لبهایش.
اگر کسی می فهمید او هم دلی دارد خیلی بد میشد، شاید مسخره اش می کردند، مرد غرور داشت هنوز و عشق هم داشت، معشوقه هم داشت؛ فاطمه، دختری که آن روزهای دور به مرد می خندید. به روزی فکر کرد که از فاطمه خداحافظی کرده بود برای آمدن به شهر. گفته بود برمیگردم با هم عروسی می کنیم فاطی، دست پر میام…

آمد شهر، سه ماه کارگری کرد، آگهی روی دیوار را که دید تصمیمش را گرفت و رفت بیمارستان، کلیه اش را داد و پولش را گرفت. مثل فروختن یک دانه سیب بود. حساب کرد، پولش بد نبود، بس بود برای یک عروسی و یک شب شام و شروع یک کاسبی.
پیغام داد به فاطمه بگویند دارد برمیگردد.
صبح توی اتوبوس بود، کنارش یک مرد جوان نشست. داداش سیگار داری؟ سیگاری نبود، جوان اخم کرد.
نیمه های راه خوابش برد، چشم باز کرد، کسی کنارش نبود، بقچه پولش هم نبود، سرش گیج رفت، پا شد: پولام پولاااام!!! پیاده شد، اشکش نمی آمد، بغض خفه اش میکرد، نشست کنار جاده، از ته دل فریاد کشید، جای بخیه های روی کمرش سوخت. برگشت شهر، یک هفته از این کلانتری به آن پاسگاه، بیهوده و بی سرانجام کمرش شکست، دل برید، با خودش میگفت کاشکی دل هم فروشی بود.
-پاشو داداش، پاشو اینجا که جای خواب نیست.
چشمهاشو باز کرد، صبح شده بود، تنش خشک شده بود، خودشو کشید کنار پله ها و کارتن رو جمع کرد.
هیچ آدمی از حال دل آدم دیگری خبر ندارد. نه کسی فهمید آن مرد که بود و نه کسی فهمید فاطمه چه شد!
مثل خط خطی روی کاغذ سیاه می ماند زندگی.
بالاتر از سیاهی که رنگی نیست، کسی چه میداند؟! کسی چه رغبتی دارد که بداند؟
زندگی با ندانستن ها شیرین تر می شود…
قصه آدم ها مثل لالایی نیست
قصه آدم ها، قصیده غصه هاست!

مطالب مرتبط :
قدر زندگی را بدانیم و از آن لذت ببریم
جمله و نوشته های آموزنده فرهنگ یعنی
متن و دیالوگ خاص برای آدمهای خاص
حرفهای فلسفی خاص انسانهای معروف
نوشته فوق العاده خاص هوای خانه قدیمی

کانال تلگرام سایت بیستایی

ارسال نظر به