کانال تلگرام سایت بیستایی
مترجم قدرتمند متون انگلیسی

شعرهای ناب و بسیار زیبای اردیبهشت ۹۴

ارسال شده در ۱۵ام اردیبهشت ۱۳۹۴ با موضوع شعر

شعرهای ناب و بسیار زیبای اردیبهشت 94

شعرهای ناب و بسیار زیبای اردیبهشت ۹۴

.
درگیر تو بودم که نمازم به قضا رفت
در من غزلی درد کشید و سرِ زا رفت
سجاده گشودم که بخوانم غزلم را
سمتی که تویی عقربه قبله نما رفت
در بین غزل نام تو را داد زدم، داد
آنگونه که تا آن سر این کوچه صدا رفت
بیرون زدم از خانه یکی پشت سرم گفت
این وقت شب این شاعر دیوانه کجا رفت؟
من بودم و زاهد به دو راهی که رسیدیم
من سمت شما آمدم او سمت خدا رفت
با شانه شبی راهی زلفت شدم اما
من گم شدم و شانه پی کشف طلا رفت
در محفل شعر آمدم و رفتم و گفتند
ناخوانده چرا آمد و ناخوانده چرا رفت؟
می خواست بکوشد به فراموشیت این شعر
سوزاندمش آنگونه که دودش به هوا رفت
.
.
ای عشق بیا دوباره فریاد شویم
از این همه غم دوباره آزاد شویم
یک بوسه و یک جام در آغوش سحر
برداشته و در دل شب شاد شویم
از ناله و از اشک به جایی نرسیم
کاری بکنیم دوباره آباد شویم
در وسعت هرچه هست گشتی بزنیم
با لحظه درآمیخته چون باد شویم
بر روی عبوس شهر دستی بکشیم
داد دل عاشقان بیداد شویم
چون ساقه از اعماق زمین رشد کنیم
از خاک برون آمده بنیاد شویم

.
شعرهای ناب و بسیار زیبای اردیبهشت ۹۴
.
وقتی گرفتارم به تو امیدوارم
وقتی که بیمارم به تو امیدوارم
کابوس می بینم کسی را دوست داری
وقتی که بیدارم به تو امیدوارم
سنگین تر از بارِ غم هجرت ندیدم
سنگین ترین بارم به تو امیدوارم
من جَلدِ تو، من دانه از دست تو می گیرم
گنجشک غمبارم به تو امیدوارم
تو کوچه ای بن بست من هم عابری سرسخت
در راهِ هموارم به تو امیدوارم
زیباترین گل در میان لاله زاری
من خارِ گلزارم به تو امیدوارم
تو آشنا با لحظه های سبز احساسی
من بینِ اغیارم به تو امیدوارم
غمگین تر از یک فوج گنجشکان بی لانه
این است اقرارم، به تو امیدوارم
.
.
دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفت
آه از آیینه کـــه تصویـــر تـــو را قاب گرفت
خواستم نوح شوم، موج غمت غرقم کرد
کشتی ام را شب طوفانی گرداب گرفت
در قنوتـــم ز خدا عقـل طلب مــــی کردم
عشق اما خبر از گوشه ی محراب گرفت
نتوانست فـــرامــــوش کند مستــــی را
هرکه از دست تو یک قطره می ناب گرفت
کـــی بـــــه انداختن سنگ پیاپـی در آب
ماه را می شود از حافظه ی آب گرفت؟
“فاضل نظری”
.
شعرهای ناب و بسیار زیبای اردیبهشت ۹۴
.
بی روسری بیا که دقیقا ببینمت
اما به گونه ای که فقط من ببینمت
با تو نمی شود که سر جنگ و کینه داشت
حتی اگر که در صف دشمن ببینمت
نزدیک تر شدی به من ازمن به من که من
حس کردنی تر از رگ گردن ببینمت
مثل لزوم نور برای درخت ها
هر صبح لازم است که حتما ببینمت
حس می کنم دودل شده ای لحظه ای مباد
در شک بین ماندن و رفتن ببینمت
‫”‏مسلم محبی‬”
.
.
ای آنکه دوست دارمت اما ندارمت
بر سینه می فشارمت اما ندارمت
ای آسمان من که سراسر ستاره ای
تا صبح می شمارمت اما ندارمت
در عالم خیال خودم چون چراغ اشک
بر دیده می گذارمت اما ندارمت
می خواهم ای درخت بهشتی، درخت جان
در باغ دل بکارمت اما ندارمت
می خواهم ای شکوفه ترین مثل چتر گل
بر سر نگاه دارمت اما ندارمت
‫”‏سعید بیابانکی‬”
.
شعرهای ناب و بسیار زیبای اردیبهشت ۹۴
.
عشق یعنی تو و سکوت شب و فکر هایی که توی سر داری
یعنی هر اتفاقی می افتــه اول از هر کسی خبــر داری
عشق یعنی تفاوت بی مــرز تو دیوونه و من بیمـــار
حرف هایی که میگم از فــردا، وقت هایی که میگی دست بردار
روزها پشت هم سفید و سیاه، روی تقویم جای پامون هست
مطمئنم یه جای این دنیـــا، یک اتاق آخــرش برامون هست
راهمون دوره؟ خب فـدای سرت!، من به هــرچی که هست مانـوسم
دست هاتو که عاشقش هستم از همین راه دووور میبـــوسم
حق بده هر دقیقه عاشق شم، به تو اصـلا نمیشه عادت کــرد
واسه اینه به عشــق ما دوتــا، هرکی از راه رسید حســادت کرد
.
.
بیخود ز نوای دل دیوانه خــــــــویشــــم
ساقی و می و مطرب و میخانه خویشم
زان روز که گردیده ام از خانه بــدوشـان
هر جا که روم معتکف خانه خــــویشــم
بی داغ تو عضوی به تنم نیست چو طاوس
از بال و پر خویش، پریخانه خــــویشــم
صـــــائب شده ام بس که گرانبار علایق
بیرون نبرد بیخودی از خانه خــویشـــم
“صائب تبریزی”
.
شعرهای ناب و بسیار زیبای اردیبهشت ۹۴
.
بغضی که مانده در دل من وا نمی‌شود
حتی برای گریه مهیا نمی‌شود
بعد از تو جز صراحت این درد آشنا
چیزی نصیب این من تنها نمی‌شود
آدم بهانه بود برای هبوط عشق
اینجا کسی برا تو حوا نمی‌شود
دارم به انتهای خودم می‌رسم ببین
شوری شبیه باد تو برپا نمی‌شود
از من مخواه تا غزلی دست و پا کنم
احساس من درون غزل جا نمی‌شود
.
.
تا تو بودی در شبم، من ماه تابان داشتم
روبروی چشم خود چشمی غزلخوان داشتم
حال اگر چه هیچ نذری عهده دار وصل نیست
یک زمان پیشآمدی بودم که امکان داشتم
ماجراهایی که با من زیر باران داشتی
شعر اگر میشد قریب پنج دیوان داشتم
بعد تو بیش از همه فکرم به این مشغول بود
من چه چیزی کمتر از آن نارفیقان داشتم؟
ساده از “من بی تو می میرم” گذشتی خوب من
من به این یک جمله ی خود سخت ایمان داشتم
لحظه ی تشییع من از دور بویت می رسید
تا دو ساعت بعد دفنم همچنان جان داشتم

مطالب مرتبط :
شعر زیبا و ناب زندگی سهراب سپهری
شعرهای زیبای عید نوروز و رسیدن بهار ۹۴
شعرهای ناب خواندنی و گلچین اسفند ۹۳
بهترین شعرهای عاشقانه ناب بهمن ۹۳
شعرهای عاشقانه فوق العاده زیبای دی ۹۳

کانال تلگرام سایت بیستایی

یک نظر در 'شعرهای ناب و بسیار زیبای اردیبهشت ۹۴'

  1. ۲ تیر ۱۳۹۴ در ۱۲:۱۱ قبل از ظهر
    شاعر

ارسال نظر به