کانال تلگرام سایت بیستایی
مترجم قدرتمند متون انگلیسی

داستان آموزنده سلف سرویس زندگی

ارسال شده در ۲۴ام اسفند ۱۳۹۳ با موضوع داستان آموزنده

داستان آموزنده سلف سرویس زندگی

داستان آموزنده سلف سرویس زندگی
امت فاکس، نویسنده و فیلسوف معاصر ایرلندی در اولین سفر خود به آمریکا برای صرف غذا به رستورانی رفت. او در گوشه ای به انتظار پیشخدمت نشست اما کسی به او توجه نمی کرد؛ از همه بدتر افرادی که بعد از او وارد شده بودند همگی مشغول خوردن بودند. پس از چند دقیقه با ناراحتی از مردی که بر سر میز مجاور نشسته بود پرسید: من ۲۰دقیقه است که اینجا نشسته ام، چرا پیشخدمت به من توجه نمی کند درحالیکه همه مشغول خوردن هستند و من در انتظار نشسته ام؟
مرد پاسخ داد: اینجا سلف سرویس است؛ به انتهای رستوران بروید؛ هرچه می خواهید در سینی بگذارید؛ پول آن را بپردازید و غذایتان را میل کنید.

امت فاکس بعدها در این خصوص نوشت: “احساس حماقت می کردم وقتی غذا را روی میز گذاشتم، ناگهان به ذهنم رسید که زندگی هم در حکم سلف سرویس است؛ همه نوع رخداد، فرصت، موقعیت، شادی و غم در برابر ما قرار دارد درحالیکه اغلب ما بی حرکت روی صندلی خود چسبیده ایم و آنچنان محو این هستیم که دیگران در بشقاب خود چه دارند و دچار شگفتی شده ایم که او چرا سهم بیشتری دارد و هرگز به نظر نمیرسد خیلی ساده از جای خود برخیزیم و ببینیم چه چیزهایی فراهم است سپس آنچه را می خواهیم برگزینیم…

مطالب آموزنده :
داستان آموزنده در مورد اعتماد به نفس
داستان انسان در برابر نعمت و مصیبت
داستان زیبا آموزنده خشم مار و اره نجار
داستان آموزنده و زیبای توهمات واهی
دو داستان آموزنده و فوق العاده زیبا

کانال تلگرام سایت بیستایی

ارسال نظر به