کانال تلگرام سایت بیستایی
مترجم قدرتمند متون انگلیسی

جک و اس ام اس فک و فامیل اسفند ۹۳

ارسال شده در ۲۱ام اسفند ۱۳۹۳ با موضوع جک فک و فامیل

جک و اس ام اس فک و فامیل اسفند 93

فامیلا تو خونه ما جمع شده بودن، قرار شد همه با هم یه دست PES بزنیم
شانسه داغون ما بابام افتاد با من
برگشته در گوشم میگه به همین برکت قسم گل به خودی به خودت نزنی شب باید تو پارک بخوابی
من
بازی جوانمردانه
استاد خیابانی
آقای فردوس پوس چرا میخند؟؟؟
.
.
داشتیم دیشب شام میخوردیم یهو غذا پرید تو گلوم
دوییدم سمت آشپزخونه که آب بخورم…
مامانم: اومدنی آب و لیوانو بردار بیار مام تشنه مونه
بابام: بچه سر رات اون نمکدونم بردار بیار
آبجیم: میشه یدونه چنگال واسه من بیاری؟
داداشم: اون سس رو از تو یخچال وردار بیار!
من نمیدونم چیزی هم سر سفره بوده اصن عایا؟!
خوب شد غذا پرید تو گلوما وگرنه طلف میشدن اینا…
.
جک و اس ام اس فک و فامیل اسفند ۹۳
.
ﺑﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﻣﯿﮕﻢ ﻣﺎﻣﺎﺍﺍﺍﺍﻥ ﭼﺮﺍ ﻏﺬﺍ ﺩﺭﺳﺖ ﻧﮑﺮﺩﯼ؟
ﻣﯿﮕﻪ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﯾﺎ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ left ﺑﺪﻩ ﯾﺎ block ﮐﻦ!
ﯾﻪ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺑﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻣﺎ…
.
.
مامانم رفت برا تولد بابام یه ظرف پیرکس گرفت
بابامم انصافا خیلی ازش تشکر کرد
حالا دیشب تولد مامانم بود بابام رفته بود چهار حلقه لاستیک براش خریده بود
حالا نمى دونم چرا مامانم قهر کرده؛ فک کنم از رنگ لاستیکا خوشش نیومده…
.
.
به مامانم ميگم دشمنت کيه تا بزنم چشماشو درآرم برات؟
برگشته ميگه دشمنی بالاتر از اولاد نيست
شاخ گاوی بدتر از داماد نيست
هيچي ديگه همين جوری خودم و شوهر نداشتمو شست انداخت رو بند!

.
جک و اس ام اس فک و فامیل اسفند ۹۳
.
بابام اومده میگه چرا این سشواره باد نداره
منم یدفه جیگر درونم گل کرد گفتم: فک کنم پنچر شده…
هیچی دیگه الان اومدیم دکتر که سشوارو از تو حلقم بیاره بیرون!
.
.
با خواهرم دعوام شد بابام اومد گفت برو باهاش آشتي كن اون بزرگتره، منم حواسم نبود برگشتم زرتی گفتم گور باباش…
خلاصه الان دكترا گفتن تا يخ هفته تو پات پلاتين باشه خوب ميشه و چشمت هم بايد بسته باشه تا درصد بيناييش خوب بشه!!!
.
.
قدیما اگه باباها از دسته بچه شون ناراحت میشدن میگفتن کاری نکن از ارث محرومت کنم هااااا
دیشب با بابام دعوام شده میگه کاری نکن که پسوورد wi-fi خونه رو عوض کنمااااا
سریعا خم شدم شصت پاشو ماچ کردم…
صحبته اینترنته میفهمی اینترنت؟؟؟
.
جک و اس ام اس فک و فامیل اسفند ۹۳
.
بابام بهم میگه زمان ما بچه حق نداشت دست به کنترل بزنه
الان سه روزه دارم قانعش میکنم که باباجان زمان شما کنترل نبوده
میگه خفه شو، نبوده که نبوذه احترام که بوده…
.
.
پسر عموم اومده خونمون میبینم داره از خوشحالی بال درمیاره، گفتم شاید پزشکی قبول شده…
ازش پرسیدم چی شده؟
میگه سازمان سنجش برام شارژ ایرانسل فرستاده!
.
.
بابام گفت چکار میکنی همیشه کله ت تو گوشیه؟
گفتم تو کار صادرات واردات هستم.
گفت صادرات واردات چی؟
گفتم جوک های این گروهو صادر میکنم به گروهای دیگه و جک های اون گروهارو وارد میکنم به این گروه.
اونم عصبانی شد صادرم کرد تو کوچه…
الانم تو پارکم!
.
جک و اس ام اس فک و فامیل اسفند ۹۳
.
داشتم از جلوی دستشویی رد می شدم یه دفعه دیدم بابام داره با مسواک من مسواک میزنه!
وایسادم به جیغ و هوار و دعوا…
بابام گفت: خوب حواسم نبود!
بعد که داشت از دستشویی بیرون می رفت برگشت گفت حالا نری تلافی کنی با مسواک من مسواک بزنی ها وگرنه این بار ماشین اصلاحمو تمیز می کنم باهاش!
.
.
به مامانم میگم بگرد یه دختر خوب واسم پیدا کن
میگه برو بابا حوصله ندارم
میگم پس خودم یه دختر خوب پیدا میکنم
میگه خیلی خیلی بیجا کردی
هیچی دیگه الان منتظرم یه دختر با ایمان و نجیب و بااخلاق و خانواده دار دست مامان و باباشو بگیره بیاد خواستگاریم…
.
.
انقدری که بابام آهنگ بی کلام گوش میده توی خونه همش حس میکنم توی آسانسورم!
.
جک و اس ام اس فک و فامیل اسفند ۹۳
.
صبح مامانم میگه بیدار شو صبحانه بخور
بلند شدم برم بخورم میگه الکی مثلا من صبحانه درست کردم!!!
این چه وضعیه آخه؟؟؟
.
.
دیشب از بابام پرسیدم چرا با شوهر خاله هام (باجناقاش) اینقد مشکل داری؟
گفت ببین پسرم باجناق مثل درخته کنار توالت میمونه، نه میشه از میوه اش استفاده کرد و نه از سایه ش!
خدا وکیلی تا به حال اینطوری قانع نشده بودم
اگه کسی سوالی داره که قانع نمیشه بگه!!!
.
.
رفتم نون بگیرم دست خالی برگشتم خونه
بابام گفت پس نون کو؟
گفتم الکی مثلن نونوایی بسته بود!
یهو دیدم بابام با لگد چنان ضربه ای زد تو پوزم که آب دهنمو معلق تو هوا دیدم
وقتی به هوش اومدم دیدم بابام با لبخند ملیحی گفت: الکی مثلن من بوروسلی ام!
.
جک و اس ام اس فک و فامیل اسفند ۹۳
.
این فیلم خارجیا رو دیدین؟
بچه هه که خوابش می بره مادرش میاد آروم یه پتو می کشه روش و یه بوس کوچولوش می کنه میره.
حالا من که خوابم می برد مادرم یه لحاف کرسیه ۲۰۰کیلویو از ارتفاع ۲متری زاااارتتت مینداخت روم، پشت بندشم بابام که مثلا حواسش نبود پامو لگد می کرد.
بعد که من مثل جن زده ها می پریدم، دوتایی با هم می خندیدن می گفتن: پدرسوخته الکی خودشو به خواب زده بود!
.
.
به بابام میگم فرزاد فرزین کنسرت گذاشته میخوام برم
میگه مگه این دوتا خارج نبودن؟ کی مجوز گرفتن؟
هیچی دیگه رفتم بلیط مجید خراطها گرفتم که وسط کنسرت رگمو بزنم…
.
.
گواهینامه گرفتن عمم حدود یک سال و نیم طول کشید
قبول که شده بود افسره از عمم خوشحال تر بود…

مطالب مرتبط :
جوک بمب خنده فک و فامیل داریم بهمن ۹۳

کانال تلگرام سایت بیستایی

ارسال نظر به