کانال تلگرام سایت بیستایی
مترجم قدرتمند متون انگلیسی

داستان آموزنده در مورد اعتماد به نفس

ارسال شده در ۷ام اسفند ۱۳۹۳ با موضوع داستان آموزنده

داستان آموزنده در مورد اعتماد به نفس

استادی در سه جلسه ی امتحان زیست شناسی مقابل سی دانشجوی جوان ایستاد و به آنها گفت: این را میدانم که سال آینده بسیاری از شما به دانشکده ی پزشکی خواهید رفت و میدانم چقدر خودتان را تحت فشار قرار دادید که معدلتان را بالا نگه دارید.
از آنجایی که میدانم تا چه اندازه مطالعه کرده اید، میخواهم به شما پیشنهادی بدهم. هرکسی در امتحان شرکت نکند می تواند از من نمره “ب” بگیرد. دانشجویان به احساس آرامش رسیدند و تعدادی از آنها بلند شدند و از استاد تشکر کردند و خواستند از امتحان معاف شوند. پس از آنکه تعدادی از دانشجویان با حس آرامش ناشی از نمره عالی “ب” کلاس را ترک کردند، استاد اوراق امتحانی را میان سایر دانشجویان توزیع کرد.
روی برگه آنها این نوشته به چشم میخورد: شما نمره “الف” گرفتید. تبریک میگویم، همچنان به خودتان اعتماد داشته باشید…

.
داستان آموزنده در مورد اعتماد به نفس
.
ادیسون به خانه بازگشت و یادداشتی به مادرش داد و گفت: این را آموزگارم داد و گفت فقط مادرت بخواند. مادر درحالیکه اشک در چشمان داشت برای کودکش خواند: فرزند شما یک نابغه است و این مدرسه برای او کوچک است، لطفا آموزش او را خود بر عهده بگیرید.
سالها گذشت و مادرش از دنیا رفته بود، روزی ادیسون که اکنون بزرگترین مخترع قرن بود در گنجه خانه خاطراتش را مرور میکرد که ناگهان برگه ای در میان شکاف دیوار او را کنجکاو کرد. وقتی برگه را خواند، نوشته بود: کودک شما کودن است، از فردا او را به مدرسه راه نمی دهیم.
ادیسون ساعتها گریست و در خاطراتش نوشت:
توماس آلوا ادیسون، کودک کودنی بود که توسط یک مادر قهرمان به نابغه قرن تبدیل شد !

مطالب آموزنده :
داستان انسان در برابر نعمت و مصیبت
داستان زیبا آموزنده خشم مار و اره نجار
داستان آموزنده و زیبای توهمات واهی
دو داستان آموزنده و فوق العاده زیبا
داستان آموزنده شیشه زندگی

کانال تلگرام سایت بیستایی

ارسال نظر به