کانال تلگرام سایت بیستایی
مترجم قدرتمند متون انگلیسی

داستان انسان در برابر نعمت و مصیبت

ارسال شده در ۲ام اسفند ۱۳۹۳ با موضوع داستان آموزنده

داستان انسان در برابر نعمت و مصیبت

داستان انسان در برابر نعمت و مصیبت
روزی مهندس ساختمانی، از طبقه ششم میخواهد که با یکی از کارگرانش حرف بزند. خیلی او را صدا میزند اما به خاطر شلوغی و سرو صدا کارگر متوجه نمیشود. به ناچار مهندس، یک اسکناس ۱۰دلاری به پایین می‌اندازد تا بلکه کارگر بالا رو نگاه کند. کارگر ۱۰دلار را برمی‌دارد و توی جیبش می‌گذارد و بدون اینکه بالا را نگاه کند مشغول کارش می‌شود.
بار دوم مهندس ۵۰دلار میفرستد پایین و دوباره کارگر بدون اینکه بالا را نگاه کند پول را در جیبش می‌گذارد.
بار سوم مهندس سنگ کوچکی را می‌اندازد پایین و سنگ به سر کارگر برخورد می‌کند. در این لحظه کارگر سرش را بلند می‌کند و بالا را نگاه می‌کند و مهندس کارش را به او می‌گوید.

این داستان همان داستان زندگی انسان است، خدای مهربان همیشه نعمت ها را برای ما می‌فرستد اما ما سپاسگزار نیستیم. اما وقتی که سنگ کوچکی بر سرمان می‌افتد که در واقع همان مشکلات کوچک زندگی اند، به خداوند روی میآوریم. بنابراین هر زمان از پروردگارمان نعمتی به ما رسید لازم است که سپاسگزار باشیم قبل از اینکه سنگی بر سرمان بیفتد!

مطالب آموزنده :
داستان زیبا آموزنده خشم مار و اره نجار
داستان آموزنده و زیبای توهمات واهی
دو داستان آموزنده و فوق العاده زیبا
داستان آموزنده شیشه زندگی

کانال تلگرام سایت بیستایی

ارسال نظر به