کانال تلگرام سایت بیستایی
مترجم قدرتمند متون انگلیسی

حرفهای خودمونی ساده با خدا بهمن ۹۳

ارسال شده در ۱۱ام بهمن ۱۳۹۳ با موضوع اس ام اس خداوند

حرفهای خودمونی ساده با خدا بهمن 93

عشق یعنی با خدا تنها شدن…
.
.
آرامــش
هنرِ نپرداختن
به انبوه مسائلیست
که حل کردنش سهم خداست !
لحظه هايتان لبريز از آرامش…
.
حرفهای خودمونی ساده با خدا بهمن ۹۳
.
راستی خدا
دلم هوای دیروز را کرده
هوای روزهای کودکی را
دلم میخواهد مثل دیروز قاصدکی بردارم و آرزوهایم را به دستش بسپارم تا برای تو بیاورد
دلم میخواهد دفتر مشقم را باز کنم و دوباره تمرین کنم الفبای زندگی را
میخواهم خط خطی کنم تمام آن روزهایی که دل شکستم و دلم را شکستند
دلم میخواهد این بار اگر معلم گفت در دفتر نقاشی تان هرچه میخواهید بکشید این بار تنها و تنها نردبانی بکشم به سوی تو
دلم میخواهد این بار اگر گلی را دیدم آن را نچینم
دلم میخواهد…
می شود باز هم کودک شد؟
راستی خدا، دلم فردا هوای امروز را می کند؟؟؟

.
.
خدایـــــــــــــا
بابت هر شبی که بی شکر سر بر بالین گذاشتم
بابت هر صبحی که بی سلام به تو آغاز کردم
بابت لحظات شادی که به یادت نبودم
بابت هر گره که به دست تو باز شد و من به شانس نسبتش دادم
بابت هر گره که به دستم کور شد و مقصر را تو دانستم
مرا ببخش…
.
حرفهای خودمونی ساده با خدا بهمن ۹۳
.
هرچقدر هم روز سختی در پیش داشته باشی‌
یادت نره که “خدا” موقعی‌ که تک تک قدمهاتو برمی‌داری باهاته !
.
.
مواقع شادی، ستایش “خدا”
مواقع سخت، یافتن “خدا”
مواقع آرام، پرستش “خدا”
مواقع دردناک، اعتماد به “خدا”
و در تمامی مواقع تشکر از “خدا” را فراموش نکن…
.
حرفهای خودمونی ساده با خدا بهمن ۹۳
.
حیف که یادمان می رود بسیاری از آنچه امروز داریم همان دعاهایی بود که فکر می کردیم خدا آنها را نمی شنود…
.
.
الهی
برای شانه های خسته قدری عشق
برای گامهای مانده در تردید قدری عزم
برای زخمها مرهم
برای اخم ها لبخند
برای پرسش چشمان ما پاسخ
برای خواهش دستان ما باران
برای واژه ها گرما
برای خوابها رویا
برای این همه سر گشتگی ایمان
برای این همه بیگانگی الفت
برای بستگی آغاز
برای ظلمت جان روشنی های پی در پی
برای حیرت دل آشنایی های پرمعنا
برای عشق های خسته قدری روح
برای عزمهای مانده قدری راه
عنایت بفرما…
.
حرفهای خودمونی ساده با خدا بهمن ۹۳
.
خدایــــــــــــا دلــــم معجزه میخــواهد
از آن معجزه هایی که به هنگامه ی وقــوعش “خدایا دوستت دارم” و “خدایا شکرت” میانِ هق هق گریه هـــای شوقم گــــم شود…
.
.
مردان خدا پرده‌ی پندار دریدند
یعنی همه جا غیر خدا یار ندیدند
هر دست که دادند از آن دست گرفتند
هر نکته که گفتند همان نکته شنیدند
یک طایفه را بهر مکافات سرشتند
یک سلسله را بهر ملاقات گزیدند
یک فرقه به عشرت در کاشانه گشادند
یک زمره به حسرت سر انگشت گزیدند
جمعی به در پیر خرابات خرابند
قومی به بر شیخ مناجات مریدند
یک جمع نکوشیده رسیدند به مقصد
یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند
چون خلق درآیند به بازار حقیقت
ترسم نفروشند متاعی که خریدند
کوتاه نظر غافل از آن سرو بلند است
کاین جامه به اندازه‌ی هر کس نبریدند
“فروغی بسطامی”

کانال تلگرام سایت بیستایی

ارسال نظر به