کانال تلگرام سایت بیستایی
مترجم قدرتمند متون انگلیسی

شعرهای عاشقانه فوق العاده زیبای دی ۹۳

ارسال شده در ۱۹ام دی ۱۳۹۳ با موضوع شعر

شعرهای عاشقانه فوق العاده زیبای دی 93

کنار امن کجا ، کشتی شکسته کجا ؟
کجا گریزم از اینجا به پای بسته کجا ؟
ز بام و در همه جا سنگ فتنه می بارد
کجا به در برمت ای دل شکسته کجا ؟
فرو گذاشت دل آن بادبان که می افراشت
خیال بحر کجا ؟ این به گل نشسته کجا ؟
چنین که هر قدمی همرهی فرو افتاد
به منزلی رسد این کاروان خسته کجا ؟
دلا حکایت خاکستر و شراره مپرس
به باد رفته کجا و چو برق جسته کجا ؟
خوش آن زمان که سرم در پناه بال تو بود
کجا بجویمت ای طایر خجسته کجا ؟
چه عیش خوش ز دل پاره پاره می طلبی ؟
نشاط نغمه کجا ؟ چنگ زه گسسته کجا ؟
بپرس سایه ز مرغان آشیان بر باد
که می روند ازین باغ دسته دسته کجا ؟
“هوشنگ ابتهاج”

.
شعرهای عاشقانه فوق العاده زیبای دی ۹۳
.
خنده زدی زنده شدم ، طعنه زدی بنده شدم
جلوه لبخند تو را دیدم و رقصنده شدم
راز در این خانه مگو با دل پروانه که شب
شعلۀ عشق آمد و من آتش سوزنده شدم
عقل مترسان و بیار ، از قدح بادۀ ناب
چونکه من از ساغر و می فربه و بالنده شدم
شمع تویی ، شور تویی شهرۀ کاشانه تویی
مهر تو را دارم و زان اینهمه تابنده شدم
گفت مرا ساده دلی ، وز گهر خاک و گِلی
رفتم و بی منت مِی در غمش افکنده شدم
شعر و غزل چاره نشد بر دل شوریدۀ من
رندم و از شوکت او ، یکسره شرمنده شدم
“رند تبریزی”
.
.
لاله رویی بر گل سرخی نگاشت
کز سیه چشمان نگیرم دلبری
از لب من کس نیابد بوسه ای
وز کف من کس ننوشد ساغری
تا نیفتد پایش اندر بندها
یاد کرد آن تازه گل سوگندها
ناگهان باد صبا دامن کشان
سوی سرو و لاله شمشاد رفت
فارغ از پیمان نگشته نازنین
کز نسیمی برگ گل بر باد رفت
خنده زد گل بر رخ دلبند او
کآن چنان بر باد شد سوگند او
“رهی معیری”
.
شعرهای عاشقانه فوق العاده زیبای دی ۹۳
.
خنده‌ات طرح لطیفی است که دیدن دارد
نازِ معشوق دل‌آزار خریدن دارد
فارغ از گلّه و گرگ است شبانی عاشق
چشم سبز تو چه دشتی است! دویدن دارد
شاخه‌ای از سر دیوار به بیرون جسته
بوسه‌ات میوه‌ی سرخی است که چیدن دارد
عشق بودی و به اندیشه سرایت کردی
قلب با دیدن تو شور تپیدن دارد
وصل تو خواب و خیال است ولی باور کن
عاشقی بی‌سر و پا عزم رسیدن دارد
عمق تو درّه‌ی ژرفی است، مرا می‌خواند
کسی از بین خودم قصد پریدن دارد
اوّل قصّه‌ی هر عشق کمی تکراری‌ست!
آخرِ قصّه‌ی فرهاد شنیدن دارد
“کاظم بهمنی”
.
.
چه زيباست كه چون صبح، پيام ظفر آريم
گل سرخ، گل نور، ز باغ سحر آريم
چه زيباست، چو خورشيد، درافشان و درخشان
ز آفاق پر از نور، جهان را خبر آريم
همانگونه كه خورشيد، بر اورنگ زر آيد
خرد را بستاييم و بر اورنگ زر آريم
چه زيباست كه با مهر، دل از كينه بشوييم
چه نيكوست كه با عشق، گل از خار برآريم
اگر تيغ ببارند، جز از مهر نگوييم
وگر تلخ بگويند، سخن از شكر آريم
بياييد، بياييد، ازين عالم تاريك
دل‌افروزتر از صبح، جهاني دگر آريم
“ﻓﺮﻳﺪﻭﻥ ﻣﺸﻴﺮى”
.
شعرهای عاشقانه فوق العاده زیبای دی ۹۳
.
آن که با خاطره جور است، زمان را چه کند؟
وانکه از جوهره دور است، جهان را چه کند؟
مانده در غربتِ اجباری و درمانده ی خاک
کنج این میکده، احساس فغان را چه کند؟
صاحبِ ثروت اسرار، به صد مِحنت اگر
فقرِ هم خوانیِ کیهانیِ آن را چه کند؟
ماه و سال از پی هم نو شد و اما درویش
جامه ی کهنه یِ تنهاییِ جان را چه کند؟
باغبان داند و بلبل که چه می بوید گل
عاشق مستُ جوان، فصلِ خزان را چه کند؟
“شراره رضوی”
.
.
در عالم محبت دانی چه کار کردم
بعد از سپردن دل جان را نثار کردم
بر خاک عاشقانش آخر قدم نهادم
در خیل کشتگانش آخر گذار کردم
شخص از بلا گریزد تا خون او نریزد
من یک جهان بلا را خود اختیار کردم
اول قدم نهادم در کوی بی قراری
آنگه قرار الفت با زلف یار کردم
“فروغی بسطامی”
.
شعرهای عاشقانه فوق العاده زیبای دی ۹۳
.
هنوز چشم مرادم رخ تو سیر ندیده
هوا گرفتی و رفتی ز کف چو مرغ پریده
تو را به روی زمین دیدم و شکفتم و گفتم
که این فرشته برای من از بهشت رسیده
بیا که چشم و چراغم تو بودی از همه عالم
خدای را به کجا رفتی ای فروغ دو دیده
هزار بار گذشتی به ناز و هیچ نگفتی
که چونی ای به سر راه انتظار کشیده
چه خواهی از سرِ من ای سیاهی شب هجران
سپید کردی چشمم در انتظار سپیده
به دست کوته من دامن تو کی رسد ای گل
که پای خسته‌ی من عمری از پی تو دویده
ترانه‌ی غزل دلکشم مگر نشنفتی
که رام من نشدی آخر ای غزال رمیده
خموش سایه که شعر تو را دگر نپسندم
که دوش گوش دلم شعر شهریار شنیده
.
.
نه دل مفتون دلبندی نه جان مدهوش دلخواهی
نه بر مژگان من اشکی نه بر لب های من آهی
نه جان بی نصیبم را پیامی از دلارامی
نه شام بی فروغم را نشانی از سحرگاهی
نیابد محفلم گرمی نه از شمعی نه از جمعی
ندارد خاطرم الفت نه با مهری نه با ماهی
کیم من ؟ آرزو گم کرده ای تنها و سرگردان
نه آرامی نه امیدی نه همدردی نه همراهی
گهی افتان و خیزان چون غباری دربیابانی
گهی خاموش و حیران چون نگاهی برنظرگاهی
“رهی معیری”
.
شعرهای عاشقانه فوق العاده زیبای دی ۹۳
.
تقدیر نه در رمل نه در کاسه چینی ست
آینده ی ما دورتر از آیینه بینی ست
ما هرچه دویدیم به جایی نرسیدیم
ای باد سرانجام تو هم گوشه نشینی ست
از خاک مرا برد و به افلاک رسانید
این است که من معتقدم عشق زمینی ست
یک لحظه به بخشایش او شک نتوان کرد
با این همه تردید در این باره یقینی ست
شادم که به هر حال به یاد توام اما
خون می خورم از دست تو و باز غمی نیست
“فاضل نظری”

کانال تلگرام سایت بیستایی

یک نظر در 'شعرهای عاشقانه فوق العاده زیبای دی ۹۳'

  1. ۲۵ بهمن ۱۳۹۴ در ۱۲:۳۵ قبل از ظهر
    p

ارسال نظر به